با یه دست هم می تونی قلب درست کنی ولی ...
قلبی که با دو تا دست درست بشه وسعت بیشتری داره.
***********************
وقتی به دنبال ستاره ها هستی، ممکن است ستارهای هم بدست نياوری. ولی مطمئن باش، امکان ندارد که دستت پر از گل و لای شود.
**********************
وسيع ترين قلمرو توسعه نيافته در دنيا، درست زير کلاه توست.
************************
در مسابقه موشها مشکل اين است که حتی اگر برنده شوی، هنوز هم موش هستی.
تو گذرگاه زمان/درسراشيب جهان/تو دو روز روزگار/تو سکوتي بيقرار/تو خزون بي بهار/يه روز از يه راه دور/اومدش يه تک سوار/شدم عاشق چشاش/خنده هاي رو لباش/گرمي محبت هاش/وغم نجيب توي اون نگاش/از راه دور اومده بود/سوار بيقرار من/عاشق و دلشکسته بود/قشنگ ترين بهار من/مي خواست که عاشقش بشم/ميگفت منو دوسم دارهميخواست که پيشش بمونم/ميگفت که بي من ميميره/زندگي ام رنگي گرفت/صدا و آهنگي گرفت/مرداد داغ دست اون/تو آذر وجود من/تمام غم هامو سوزوند/رفت تو تا رو پود من/چه روزگار خوبي بود/عشق و من و اون و ديگه/حرفي ميونمون نبود/عشق حرف آخر و زده/اما يه دست روزگار/چشم حسود و نابکار/تاب خوشي مون رو نداشت/جدايي بينمون گذاشت/آتيش به عشق ما کشيد/به ما و زندگي ما/به عشق بينظير ما/شادي ز بينمون پريد/اين روزگار لعنتي/کرد يه بازي محال/با دو تا يار بيقرار/اين سرنوشت نابکار/بازي تلخ روزگار/آتيش تند روزگار/هرچي که داشتيم رو سوزوند/من موندم اما اون نموند/به خاطرش سوختم ولي/اون رفت و عشق منو سوزوند/يک کلمه دم نزدم/سوختن رو ديد عاشق من/اما به خاطرم نسوخت/نميدونم ولي شايد/واقعي عاشم نبود/چرا به خاطرم نموند؟/ميرم بشم از عشق جدا/ميرم فراموشم کنه/با ديدن سوختن من/غمي به قليش نشينه/ميرم از اين عذاب سخت/آزاد و راحتش کنم/اما نميره از سرم/اون چشم هاي سياه اون/اون خنده هاش محبت هاش/غم غريب اون نگاش/يادم نميره گرمي/مرداد داغ دستاشو/اون قلب بيقرارشو/محبت و نوازشو/بذار برم تنها باشم/تو تنهايي تموم بشم/ميرم بگو قسمت نبود/بگو که اون مارو نخواست/اينجور بکو تا که يه روز/يه وقت بهت چيزي نگن/نگن دروغ بود عشق تو/نگن که جا زدي و اون/هنوز نشته پاي تو/اما يه وقت عاشق من/به قلبتم درغ نگي/چون که خودت خوب ميدوني/دلم به جز دلت نخواست/نگي يه وقت وفا نداشت/نگي يه وقت دوسم نداشت/هنوز به پات منتظرم/قشنگ روزگار من/آخر نامه ام رسيدم/ميخوام بگم دوست دارم/با اين که تکراري شده/بزار بگم عاشقتم/نزار تو دوريت بميرم/اگه بازم ميخواي بري/عيب نداره برو ولي/تا لحظه اي که جون دارم/به پاي عشقت ميمونم/خدا نگهدار عزيزم

من، درمن قفل شده ام
جیب هایم خالی است
کلید اینجا نیست!
هر منی آمد کلیدی آورد
اما، این قفل باز نشد!...
اینجا هوا نیست
اینجا تکرار هجای من است
اینجا غلیان واگویه های پر درد من است
اینجا لبریز ازنفس های بی نفسی است
می خواهم سر ریز شوم
این قفل ،باز نمی شود...
این قفل ،باز نمی شود...
هزار بار به گوشم تو از وفا خواندی
ندیدم از تو به جز جور و جفا٬تو را نفرین!
تو عهد یاری و مردی به قلب من بستی
چه زود دل می بازیم به آنهایی که نمی شناسیم

و چه زود دل می بریم از آنهایی که به ما دل بسته اند ...
دل من مرده و افسوس که
کسی مرگ خوشبختی رو باور
نداره...
![]()
به سادگی
![]()
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ![]()
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم ![]()
شدم آن عاشق دیوانه که بودم....
![]()
من و بر دورویی ات نفرین!

تفال می زنم هر دم به دیوان لسان الغیب
هر بارش جواب آید پر از مژده ٬ خبر از غیب
امیدم می دهی حافظ به روز انتقام دل
ولی کشتی قلب من هنوزم مانده در ساحل
به هر بیت غزل هایت امید زندگی بینم
خدا لعنت به دنیایت که زنده ام گر چه میمیرم!
نگاهم مات و بی روح و صدایم سرد و بی آوا
نمی خواهم چنین زی را٬شده ام خسته من از دنیا
خدا٬یا زندگی بخشم و یا مرگم عطایم کن
که خسته ام از چنین بودن ٬ خداوندا نگاهم کن
مرا امید این نفرین توان راه رفتن داد
خدایا حاجتم را ده به رسم حق و عدل و داد
نمی خواهم ببخشم من ستم هایی که بر من شد
خداوندا خودت دیدی چه بی رحم از برم رد شد
مگر غیر از وفا از من چه دیده بی وفا یارم
که اینگونه کمر بسته به جور و ظلم و آزارم
به وقت غم که را دارد کند او را به همراهش
مگر یادش نمی آید که من بودم غمخوارش؟
چگونه تاب می آرد اگر یادی کند از من؟
چرا اشکی نمی ریزد به یاد خاطرات من؟
چرا یادش نمی آید جواب عشق نابم را
چگونه داد و خوارم کرد٬کشت آن قلب پاکم را
خداوندا قسم بر تو که حقم را بگیر از او
خدا خوارش بگردان و بسوزان قلب سنگ او

ما ندرتاً درباره آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم. شوپنهاور
و خدایی که در این نزدیکی است
هرگاه بندگان من از تو درباره من بپرسند، بدانند که من به آنان نزدیکم ، دعای دعا کننده را آنگاه که مرا بخواند، اجابت می کنم، پس باید دعوت مرا بپذیرد و به درگاه من دعا کند و به من ایمان بیاورند که دعایشان را اجابت می کنم، امید آنکه در دعایشان به درگاه خدا راهیاب شوند(آیه 186 سوره بقره)
کودک
کودک همیشه به آدم بزرگ چهار چیز می آموزد : بی دلیل شاد بودن. همیشه مشغول کاری بودن و اعلام خواسته خویش با تمام قوا.سرانجام می تواند خیلی راحت گریه کند.
انسان كامل
یك انسان اگرمی خواهد دنیا و اخرت را داشته باشدو در زندگی موفق باشد این سه چیز را باید از خود دور كنند
1-طمع 2-حسادت 3-خودپسندی
بر اثر طمع ادم به زمین رانده شدو حسادت شیطان را جهنمی كرد و خود پسندی قابیل را جهنمی كرد
افلاطون ...
افلاطون : اگه با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی، زیاد جدی نگیرش ، چون کار دل دوست داشتنه مثل کار چشم که دیدنه . ولی اگر کسی رو با عقلت دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه .
پیام شتر مرغی
آیا می دانستید معده ی شتر مرغ توانایی هضم الماس را نیز دارد؟
جالب
قابوسنامه : ای پسر هرچند تو جوانی , پیرو عقل باش , نگویم جوانی مکن , لیکن جوانی خویشتن دار باش و از جوانان پژمرده مباش.چنانچه ارسطالیس می گوید جوانی نوعی از جنون است.
اعتقاد به خود داشتن
چارلی چاپلین میگه : من وقتی تو یتیم خونه بودم و برایه زنده ماندنم به دنباله تكه ای نان میگشتم تا زنده بمانام خود را بزرگترین هنرپیشیه جهان میدانستم
از جبران خلیل جبران
و خدا روح شما را با بالهایی آفرید تا با آن در افق پهناور عشق و آزادی به پرواز در آیید.چه دریغ انگیز است که بالهای خود را به دست خویش می برید و روح خود را به خزیدنی همچون حشرات موذی بر روی زمین محصور میسازید
قلب یك جوجه تیغی
قلب یك جوجه تیغی در حالت عادی 190 بار در دقیقه میزند كه در دوران خواب زمستانی به 20 بار در دقیقه كاهش می یابد.
یک سخن جالب
خداوند همه چیز را در یك روز نیافریده است پس چه چیز باعث شده كه من بیندیشم
كه میتوانم همه چیز را در یك روز بدست بیاورم.
قدرت
هر وقت احساس کردی در اوج قدرتی به حباب فکر کن.

باور می کنی؟؟
دلم گرفته. ..
یه آسمون..یه زمین..
یه دریا...
یه دنیا...
دلم گرفته..
کاش اینجا بودی..
کاش پیشم بودی..
کاش بودی...!

شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ،
شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ،
مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ،
ولي تو اون رو نمي بيني...

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشتمون یکی هر دو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام
***
سخته دل کندن از این شهر و دل بستگی ها
موندن از خونه جدا با همه خستگی ها
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت روتنم که بازم باید بری...

شب است و آسمون پرستاره صدای بارون تموم خونه رو گرفته بود منم از
توی پنجره اتاق داشتم بارون رومی دیدم
انگار فایده نداره باید می رفتم تو حیاط بلند شدم و رفتم تازه نازی
(مرغ عشقم)رو هم با خودم بردم وای نمیدونید چقدر هوا سرد
بود ولی به لذت دیدن بارون می ارزید. نازی بیچاره هم یخ کرده بود
یه جوری تو. دستم کز کرده بود هر کسی نمیشناختش فکر میکرد این
همیشه این همه آرومه.اون لحظه که داشتم بارون رو میدیدم به هیچ
چیز و هیچ کس فکر نمیکردم فقط یه چیز فکرمو مشغول کرد .ما ادما اینقدر
درگیر زندگی هامون هستیم که وقتی نمی زاریم تا به این نعمت های خدا
فکر کنیم واقعا بارون نعمت بزرگیه. میدونین وقتی بارون می باره چقدر دل
اون کشاورزی رو که نگران زمین هاشه رو خوش میکنه؟ خیلی ادما هم هستن
تو روستا ها که از همین اب بارون و چشمه هاست که زنده اند....
داشتم فکر میکردم که چه قدر خوب میشد وقتی بارون می
بارید همه بدی هاهم باهاش شسته میشد
...کاش همه ی ادمای مریض خوب میشدن ...کاش بد بارون اسمون دل
همه ی ادما صاف میشد ... همه کینه ها از بین میرفت... کاش همه ادما
با هم یکسان میشدن... کاش همه مثل هم زندگی میکردیم نه اینکه یه
نفر اینقدر داشته باشه که خوشی زیر دلش بزنه نه یه نفر اینقدر نداشته
باشه که ندونه داشتن چه شکلیه... خدا جونم با همون کرمت به داد
همه ی ما ادما برس... خدا جونم همه ادما رو با هم برابر کن...خدا
جونم بابت همه ی نعمت هات ازت تشکر میکنم ... فقط بدی هارو از
ادما دور کن یه کاری کن که همه با هم مهربون باشن
خدا جونم دوست دارم ... تنهام نذار


***باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***
***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***
***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***
***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت !!!!!!!






